سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
339
تاريخ ايران ( فارسى )
اشعيا در يك جزيرهاى واقع شده كه فاصلهء آن به خشكى نيم ميل بوده است . براى دفاع از دشمن داراى برج و باروئى بس محكم و مرتفع بود . لذا اهالى اعتماد بقواى خود نموده و همانطور كه با ايران عمل كرده و فاتح هم شدند اينجا نيز فرمانداران آن جمع شده گرچه بدوا قبول اطاعت نمودند ولى بعد سر از اطاعت باززده حاضر نشدند كه اسكندر را با قشونش اجازه بدخول شهر دهند . توضيح اينكه اسكندر بصوريها گفت كه ميخواهد براى ملكارت ، هراكل « 1 » صور قربانى كند كه آن از هراكلى كه در يونان پرستش ميشد قهرمانى عليحده بوده است ، صوريها به اسكندر جواب دادند بيك نفر يونانى يا مقدونى اجازه نخواهند داد بشهرستان داخل شود . اسكندر از اين جواب در خشم شده تصميم گرفت كه از خشكى پلى بنا كند و بدان وسيله شهرى را كه دست يافتن به آن ناممكن شمرده ميشد تصرف نمايد . علاوه بر اين بناى پل هم در مقابل يك دشمن خطرناك و از جان گذشته كارى بس صعب و مشكل بوده است . بالجمله شروع به كار كردند و بواسطهء عملجات بيشمارى كه به كار انداختند ابتدا پيشرفت قابلى هم نمودند . ولى وقتى كه به جاهاى عميق دريا كه در دسترس قايقهاى جنگى صور بود رسيدند كارگران متصل مورد حمله واقع شده و از كار بازميماندند . براى جلوگيرى از اين صدمات و حفاظت كارگران امر كرد و برجى سوار بر ماشينآلات در ( منتهااليه ) پل برپا كردند . معذلك صوريها بناى مقاومت را گذاشته برجها را با آنچه بود بوسيلهء يك كشتى پر از مواد محترقه با كمك قايقهاى جنگى كه داراى چهار صف پاروزن بوده بر باد دادند « 2 » . اسكندر امر كرد دوباره پل را از نو بنا كنند . ايندفعه عرض آن را بيشتر گرفتند
--> ( 1 ) - Heracle . ( 2 ) - و شرح آن را چنين نوشتهاند كه صوريها دماغهء كشتى بزرگى را پر از ماسه و سنگريزه كردند و كشتى مزبور را پس از اينكه با قير اندودند از مواد محترقه پر كردند . بعد از آن آن را بدم بادهاى تند دادند ، بادها كشتى را با سرعتى حيرتآور به طرف پل برده و چنان به خاك زد كه دماغهء كشتى در خاك فرورفت ، در اين حين صوريهائى كه در كشتى بودند مواد محترقهء كشتى را آتش زده بيرون جستند و در قايقهائى كه قبلا تهيه شده بود جا گرفته بافكندن مشعلهاى افروخته به طرف پل و مقدونيها شروع كردند ، كشتى قيرآلود همين كه آتش گرفت بادها اين آتش را در اطراف پراكند . طولى نكشيد كه از اين آتشها شعلههائى تمام پل و اطراف را فراگرفت ، برجهاى چوبين مقدونيه و هرچه سوختنى بود طعمهء آتش گرديد « مترجم » .